loading video

دختر کوچولو های داغ و کس دادن باحال

0 views
0%

بالا. رونای داغشو حس می کردم همین که رودئو خواست نگام کنه لبام اروم گذاشتم رو لباش هی لبای همدیگه رو میخوردیم که یک لحظه حس کردم دستش خورد به کیرم. اون با کیرم بازی میکرد که من سینه هاشو در اوردم تا حالا تو فیلم سکسی ها هم همچین سینه هایی ندیدم. اونقد سینه هاشو خوردم که دیگه صدای اه اوهش بلند شد که یک لحظه دیدم سرش رفت زیر لحاف همین که کیر خیلی گندمو خواست بکنه تو دهنش حالم یه جوری شد معلوم بود دفعه اولشه خلاصه هی میخورد هی از پایین به بالا لیسش میزد این دفعه من سرمو بردم زیر لحاف که دیدم شورتش خیس خیس اولش نمیذاشت شورتشو در بیارم که خلاصه شورتشو کشیدم پایین واااااای چه کسی کوچولو تر و تمیز اونقدر خوردمش که دوباره دادش بلند شدبهش گفتم برگرده که فکر می خوام لا پایی بذارم نمی دونست می خوام از پشت بکنمش چون واقعا کون بی نظیری داشت یه ذره از اب دهنم زدم به سوراخ کونش و سر کیرم هی گفت نه نه خیلی بزرگه دردم میاد به گوشش گفتم اگه درد کنه درش میارم قبول کرد منم اروم سر کیرم گذاشتم رو سوراخ کونش می دونستم اگه بی احتیاطی کنم برای همیشه از کونش بی نصیب میشم. خلاصه خیلی اروم سر کیرمو کردم تو هی میگفت بسه تو رو خدا بسه مردم منم که تازه میخواستم گرمیه کونشو حس کنم گردنشو می بوسیدم قربون صدقش میرفتم که خودشو شل کنه لا مصب اونقدر کلفت و درازه که به سختی جا باز می کرد هروم یه خورده دیگه کردم تو چون دستمو انداخته بودم رو سینه هاش که تکون نخوره با هر فشار من ساعد دستمو گاز می گرفت یواش یواش شروع کردم به عقب جلو کردن تازه نصفش نرفته بود توش که با یه فشار تا نصف کردم تو اون کون خوش فرمش خودمم باورم نمی شد که دارم سحرو از پشت می کنم ناله هاش کمتر شده بود که دیدم کیرم جا باز کرده خودش کونشو فشار داد طرف من که واااااای حس کردم کیرم داره از گرمیه کونش میسوزه خیلی داغ بود داشت ناله میکرد منم که به پهلو پشتش بودم همونطور که کیرم تو کونش بود چرخوندمش به شکم افتادم روش شروع کردم از ته دل به تلمبه زدن با دستام مج دستاشو گرفته بودم پاهامم رو پاهاش بود که نتونه تکون بخوره خلاصه دیدم داره ابم میاد نتونستم از اون کون داغش کیرمو بکشم بیرون تا دستش کردم تو نگه داشتم تا همه ابم بریزه تو که اون موقع یه نفسی کشیدو منم کیرمو در اوردم لباشو بوسیدم نازش کردم خواست بره بخوابه که نمیتونست راه بره فردا صبح ساعت11 بیدار شد خودش میگفت تا چند روز نمیتونست راه بره اون 4 سالی که تبریز بود هر هفته 1 شب میومد خونه داییش که هر هفته سکس از پشت داشتیم یادش بخیر

From:
Date: December 22, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *